السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
504
تفسير الميزان ( فارسي )
و آن گاه براى بار دوم باز به علم و قدرت خداى تعالى پرداخته از راه تدبيرى كه در خلقت آسمانها و آراستن آن با ستارگان بى حركت و با حركت و تدابير ديگرى كه به كار برده و نيز تدبيرى كه در خلقت زمين به كار برده و آن را گسترده و كوه هاى ريشه دار در آن جايگزين ساخته گياهان نر و ماده در آن رويانيده و نيز به اينكه آب را از آسمان فرستاده و ارزاق بندگان را تامين نموده و زمين را با آن آب زنده كرده است ، علم و قدرت او را اثبات مىكند . و نيز به همين منظور به بيان حال انسان مىپردازد كه از اولين روزى كه خلق شده و تا زنده است در تحت مراقبت شديد و دقيق قرار دارد ، حتى يك كلمه در فضاى دهانش نمىآورد ، و از اين بالاتر يك خاطره را در دلش خطور نمىدهد ، و نفسش آن را وسوسه نمىكند ، مگر آنكه همه اش را ثبت مىكنند . و آن گاه بعد از آنكه مرد با او چه معامله مىشود و بعد از زنده شدنش براى پس دادن حساب ، هم چنان در تحت مراقبت هست تا آنكه از حساب فارغ شود ، يا به آتش در آيد اگر از تكذيب كنندگان حق باشد ، و يا به بهشت و قرب پروردگار اگر از متقين باشد . و كوتاه سخن آنكه : زمينه گفتار در اين سوره مساله معاد است ، و يكى از آيات برجسته آن آيه « لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ » و يكى ديگر آيه « يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » و يكى هم آيه « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَلَدَيْنا مَزِيدٌ » است . و اين سوره به اين دليل گفتيم مكى است كه سياق آياتش بر آن گواهى مىدهند . اما بعضى گفتهاند كه آيه « وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ . . . » ، و يا اين آيه و آيه بعدش در مدينه نازل شده . ولى در لفظ آيه هيچ شاهدى بر آن نيست . و در اين آياتى كه نقل كرديم به طور اجمال به مساله معاد و اينكه مشركين آن را امرى بعيد مىپنداشتند اشاره شده ، و نخست جوابى اجمالى با تهديد مىدهد ، و سپس به طور مفصل از آن جواب داده ، باز براى بار دوم تهديد مىكند . * ( « ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيدِ » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « مجد » كه كلمه « مجيد » از آن اشتقاق يافته به معناى شرف وسيع است ، وقتى گفته مىشود « مجد الرجل و مجد » - به فتح و ضم جيم - كه بزرگوار و كريم باشد و در اصل اين كلمه از اين قول گرفته شده كه مىگويند : « مجدت الإبل مجودا » يعنى شتر آن قدر علف بهارى خورده كه شكمش بزرگ شده « 1 » .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 140 .